تبلیغات
بیـــــــــــــنش
لبیک یا خامنه ای ثمر گریه ى ما خنده ى روز فرج است اشک شبش به غربت روزش گواه بود
میلاد امام جواد (ع)
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 22:03 | نظرات()



قالَ محمد ابن علی علیه السلام : مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحا كانَ شَریكا فیهِ.

امام جواد (ع) میفرماید: هر كه كار زشتى را تحسین و تأیید كند، در عِقاب آن شریك مى باشد.
پاداش منتظران ظهور امام زمان(عج)
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 21:16 | نظرات()

از امام صادق (ع) روایت شده که آن حضرت (ع) فرمودند: «هر كس از شما كه به حال انتظار بر این امر از دنیا رود همانند كسى است كه در سراپرده خاص امام قائم (عج) باشد».

 

ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت كرده كه روزى آن حضرت (ع) فرمودند: «آیا شما را از چیزى آگاه نكنم كه خداوند بدون آن هیچ عملى را از بندگان نمى‏پذیرد؟» عرض كردم: بفرمائید، فرمودند: «گواهى دادن بر اینكه هیچ معبودى جز خدا نیست و اینكه محمد صلى اللَّه علیه و آله بنده [و فرستاده‏] او است، و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و ولایت براى ما و بیزارى از دشمنان ما- یعنى ما امامان بخصوص- و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگارى و كوشش و خویشتن‏دارى و چشم به راه قائم علیه السلام بودن.» سپس فرمودند: «همانا ما را دولتى است كه هر گاه خداوند بخواهد آن را بر سر كار مى‏ آورد.»

سپس فرمودند: «هر كس كه......

بقیه در ادامه مطلب
 

کلیپ بی قرار شهادت
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 20:45 | نظرات()




خوشا به حال آنان که با شهادت می روند
به قول شهید آوینی زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر...
خدایا ازت فقط یه درخواست دارم و اونم اینه که منو از این مرگ زیبا در راه دفاع از اسلام و دین و اهلبیت محروم نکنی....
خدایا میترسم از روزی که ببینم به مرگ طبیعی مردم...
میترسم.....

بیاد عموی شهیدم ، شهید رحمت الله فتحی صلوات

شناخت امام زمان-استاد رائفی پور
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 13:01 | نظرات()
[]

"من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة"
هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است
مبادا...
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 21:56 | نظرات()


پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان...
جوان شروع کرد به خوانـدن،سـلام داد به معصومیـن تا امام عسکری(ع)...
جوان پرسیـد:امام زمانـت را میشناسی؟
پیرمرد جواب داد:چرا نشناسم؟
گفت:پــس سلام کن.
مـرد دستش را روی سینـه اش گذاشت:
السلام علیک یـا حجة بن الحسـن العسکری
جوان لبخند زد:
«و علیک السلام و رحمـة الله و برکاتة»
مبادا امـام زمـان کنارمان باشد و او را نشناسیم..

*اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
 و المستشهدین بین یدیه*

مراقب باشیــــــــــــم...
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 14:17 | نظرات()


مراقب باشیم ...جنگ عرب و عجم کیان را از لشکر مختار گرفت
بعد از تجاوز دو سعودی ملعون به دو نوجوان ایرانی برخی غرب زده ها و افراد ضد دین فرصت را غنیمت شمرده تا همه اعراب را نشانه روند تا زمینه حمله به اسلام را مهیا کنند....
باید مراقب بود و بین وهابیون و مطلق اعراب فرق گذاشت....مراقب شگرد دشمن باشیم تا کیان ها از دست نروند...
جالب است همان افراد، حملات شدیدی را ضد آیت الله جنتی به بهانه مواضعش نسبت به شاه عربستان اتخاذ کردند...
پس مطمئن باشید اینها دنبال رسیدن به هدف خود با هر ابزاری هستند....

خدمت به مادر
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 10:56 | نظرات()

            

روزی حضرت موسی (علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند عرضه داشت: «می‌خواهم هم‌نشینم را در بهشت ببینم». جبرئیل بر او نازل شد و گفت: «ای موسی، قصابی که در فلان محل ساکن است، هم‌نشین توست». حضرت موسی(علیه السلام) نزد قصاب رفت و اعمال او را زیر نظر گرفت. شب که شد قصاب جوان مقداری گوشت برداشت و به سوی منزل روان گردید. موسی(علیه السلام) از پی او روان شد. چون به در منزل رسیدند، موسی جلو رفت و پرسید: «ای جوان مهمان نمی‌خواهی؟» گفت: بفرمایید! حضرت موسی وقتی به درون خانه رفت، دید جوان با آن گوشت تازه غذایی تهیه کرد، آن گاه زنبیلی را که به سقف آویخته بود، پایین آورد و پیرزنی کهنسال را از درون آن بیرون آورد. ابتدا او را شست و شو داد و آن‌گاه با دست خویش غذا را به او خورانید. هنگامی که خواست زنبیل را به جای آن بیاویزد، زبان پیرزن به کلماتی نامفهوم حرکت کرد. سپس جوان قصاب برای حضرت موسی غذا آورد و با هم غذا را خوردند.
چون موسی(علیه السلام) از ماجرای جوان پرسید، پاسخ داد: «این پیرزن مادر من است. چون درآمدم بالا نیست و نمی توانم برای او کنیزی استخدام نمایم، خدمتش را می‌نمایم». موسی(علیه السلام) پرسید: «آن کلماتی که مادرت بر زبان جاری کرد، چه بود؟» گفت: «هرگاه او را شست و شو می‌دهم و غذا به او می‌خورانم، د
عایم می‌کند و می‌گوید: " خدا تو را ببخشاید و تو را در بهشت هم‌درجه و هم‌نشین حضرت موسی(علیه السلام) گرداند! " حضرت موسی(علیه السلام) فرمود:
ای جوان، من موسی هستم. اینک به تو بشارت می‌دهم که خداوند دعای مادرت را دربارة تو مستجاب گردانیده است. جبرئیل به من خبر داد که تو در بهشت هم‌نشین و هم‌درجة من خواهی بود.


پ.ن:امیدوارم ما هم  با خدمت به پدر و مادر خود واحترام به این دو گل هستی آفرین ، بتوانیم باعث شادی قلوب پاکشان شویم  و ذره ای از زحمات بی پایانشان را ارج نهیم.

                                                                                  مـــــــادر دوستــــــــت دارم

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) مثل سایر مسلمین میگفت كه انسان از خاك آفریده شده است. فرق او با مسلمین دیگر این بود كه راجع به آفرینش انسان از خاك چیزهایی می گفت كهبه عقل هیچ یك از مسلمین در آن عصر نمی رسید .



در اعصار بعد هم هیچ مسلمان نتوانست راجع به ساختمان بدن انسان ، استنباطی چون حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) داشته باشد . و اگر كسی چیزی می گفت مستقیم و غیر مستقیم از شاگردان حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) شنیده بود .

او می گفت تمام چیزهائی كه در خاك هست در بدن آدمی وجود دارد .

اما به یك اندازه نیست و بعضی از آنها در بدن انسان خیلی زیاد است و بعضی از آنها خیلی كم . در بین چیزهائی هم كه در بدن انسان زیاد است ، مساوات وجود ندارد و بعضی از آنها از بعضی دیگر كمتر می باشد .


او گفت چهار چیز است كه در بدن انسان زیاد می باشد و هشت چیز است كه در بدن انسان كم می باشد و هشت چیز دیگر در بدن انسان خیلی كم است
.

این نظریه كه راجع به ساختمان بدن آدمی از طرف آن مرد ابراز گردیده آنقدر غرابت دارد كه گاهی انسان فكر می كند آیا همان طور كه شیعیان عقیده دارند حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) دارای علم امامت بوده و این نظریه را از علم امامت استنباط كرده نه از علوم بشری .


زیرا ادراك ما نمی پذیرد كه یك عالِم عادی كه از معلومات بشری بر خوردار می باشد در دوازده قرن و نیم قبل بتواند به یك چنین واقعیت پی ببرد .

لیكن آیا امتیاز نوابغ بر افراد عادی در این نیست كه مغز آنها قادر به استنباط چیزهائی است كه دیگران نمی توانند استنباط كنند و چشم آنها در همان منطقه كه برای دیگران ظلمات جهل است چیزهائی می بیند كه دیگران قادر بدیدن آن نیستند .

اگر یك چنین مزیت وجود نداشته باشد چه تفاوت بین صاحبان عقول عادی و آن كس كه یك نابغه می باشد موجود است.

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) از این جهت نابغه بود ....

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید...
استدلال پدرانه...
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 20:36 | نظرات()

دختری یک تبلت خریده بود ، پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آن را خریدی اولین کاری که کردی چه بود؟

دختر گفت روی صفحه اش را با بر چسب  ضد خش پوشاندم و یک کاور هم براش خریدم.

پدر: کسی مجبورت کرد این کار را بکنی؟

دختر : نه!!!

پدر : به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین کردی؟

دختر : نه پدر اتفاقا خود شرکتش هم توصیه میکنه از کاور استفاده کنیم.

پدر : چون تبلت زشت وبی ارزشی بود این کار را کردی؟

دختر : نه ، اتفاقا چون میخوام ضربه ای بهش نخوره و از قیمت نیفته این کار را کردم.

پدر : کاور را که کشیدی زشت شد؟؟

دختر : به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد ، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه!!

پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت و

فقط گفت : "حجــــابــــــ" یعنی همین...



برچسب ها : حجاب ،عفاف ،چادر ،
حقوق مردم در کلام امیر مومنان حضرت علی(ع)
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 11:00 | نظرات()

                               حقوق مردم در کلام حضرت علــی(ع)

حق خداوند همان حق مردم است

 از نگاه امیرالمومنین حضرت علی(ع)حق خداوند همان حق مردم است. " ناس " در کلام امیرالمومنین جایگاه بسیار بلندی دارد. چرا که خداوند هم خود را" رب الناس" ، " ملک الناس"، و " اله الناس"(۱) معرفی کرده است و همینطور در قرآن کریم آنگاه که خداوند از قرض الحسنه و فضیلت و پاداش بی شمار آن یاد می کند می فرماید: " یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له"(۲)
در این آیه کلمه" الله " جانشین" ناس"  شده است چرا که مردم ا ز قرض الحسنه منتفع می شوند و گیرنده آن هستند و این مرتبه ی" مردم " را در مکتب اسلام می نمایاند.
 

حساسیت علی ( ع ) نسبت به حق مردم 

و علی(ع) هم که پرورده این مکتب است از همین حساسیت نسبت به حقوق مردم برخوردار است.
به نهج البلاغه بازگردیم:
نامه ۵: به اشعث بن قیس عامل امام در آذربایجان .
" حوزه فرمانروائیت طعمه تو نیست، بلکه امانتی است بر گردن تو، و از تو خواسته اند که فرمانبردار کسی باشی که فراتر از توست. تو را نرسد که خود هر چه خواهی رعیت را فرمان دهی." توجه داشته باشید که حضرت امیر به عامل خود تذکر می دهند که حاکم مطلق العنان بر مردم نیست بلکه باید در برابر خداوند و همچنین امام پاسخگو باشد. " یا خود را درگیر کاری کنی مگر آن که دستوری به تو رسیده باشد. در دستان تو مالی است از اموال خداوند، عزوجل، و تو خزانه دار هستی تا آن را به من تسلیم کنی. امید است که من برای تو بدترین والیان نباشم" در اینجا نیز حضرت امیر بیت المال مسلمین را مال خداوند می دانند و بر نگهداری از آن سفارش بسیار می کنند.

بقیه متن در ادامه مطلب...
علت ظهور پیامبر در عربستان
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 02:30 | نظرات()
چرا پیامبراسلام حضرت محمد (ص) در عربستان ظهور کردند؟؟؟



در ابتدا باید گفت اگر پیامبر(ص) در هر جای دیگری از جهان خاکی نیز ظهور می‌کرد، همین پرسش مطرح بود! اما شاید بتوان دلایلی را برای این امر محتمل دانست.
1.از آنجا که هدف اصلی پیامبر اسلام تثبیت و گسترش دین اسلام و در نهایت تشکیل یک حکومت اسلامی بود، چنین به نظر می‌رسید که این امر در منطقه‌ای که دور از سیطره قدرت‌های مطرح جهان آن روز باشد، امری میسرتر است.
ضرورت تشکیل یک حکومت اسلامی به مانند آن نمونه کوچکی که در شهر مدینه توسط خود پیامبر اکرم(ص) به وجود آمد[1] و همچنین برقراری عدالت اجتماعی و اجرای دستوارت الهی در سطح اجتماعی، در درون امپراتوری‌های بزرگی چون پارس، روم و چین، امری مشکل و پر هزینه بود.
چنانچه بتوان گفت که سرزمین حجاز یک موقعیت تمدنی منحصر به فرد داشت، چون که در مرکز دایره‌ای قرار داشت که از هر سو تمدن‌های گذشته‌ی بشری آن را احاطه کرده بودند. در جنوب آن تمدن یمن، در شمال تمدن روم و فنیقیه، در شرق و شمال شرقی تمدن ایران و آشور و در غرب تمدن مصر باستان وجود داشتند. طبیعی است که چنین موقعیتی بستر خوبی برای رشد و گسترش اسلام گردد و خداوند حکیم پیامبر اسلام را در مرکز این دایره مبعوث کند، تا راه هدایت بشری سهل گردد.
و از طرفی حمایت‌های قبیله‌ای و بحث شرافت انساب در بین مردمان آنجا، راه را برای پیامبر اکرم باز می‌نمود و در برخی برهه‌ها نیز راه گشا بود.
2.از سوی دیگر عمق شرک، بت پرستی و روحیه لجاجت در مردمان آن سرزمین به قدری بود که اگر دین به زبان دیگر فرود می‌آمد، پذیرا نمی‌شدند. زیرا از سنت‌های الهی چنین است که خداوند می‌فرماید: «ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم تا [حقایق را] برای آنها آشکار سازد»[2]. از این رو اگر دین در سرزمینی دیگر فرود می‌آمد، و به زبانی غیر از عربی بر آنها نازل می‌شد، باز هم اشکال می‌کردند که چرا عربی نیست: «و اگر [این کتاب را] قرآنی غیر عربی گردانیده بودیم، قطعاً میگفتند: «چرا آیه‌های آن روشن بیان نشده؟ کتابی غیر عربی و [مخاطبِ آن] عرب زبان؟»[3]. و از پذیرش ایمان سر باز می‌زدند: «و اگر آن را بر برخی از غیر عربزبانان نازل می‌کردیم، و [پیامبر] آن را بر ایشان میخواند به آن ایمان نمیآوردند»[4].
البته نبود چنین روحیه‌ای در بین دیگر اقوام به شکل فضیلت شمرده شده است؛ امام صادق(ع) فرموده‌اند: «اگر این قرآن را بر عجم نازل می‌گشت، عرب بدان ایمان نمی‌آورد و حال آنکه آن را بر عرب نازل شد و عجم بدان ایمان آورد و این فضیلت عجم است»[5].
 

[1]. در مورد ضرورت تشکیل حکومت دینی ر.ک به سوالات 8030 و 27012.
[2]. ابراهیم، 4.
[3].  فصلت، 44.
[4]. شعرا، 198و 199.
[5]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تصحیح موسوی جزائری، ج2، ص124، دار الکتاب، قم، 1404ق.

طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir