تبلیغات
بیـــــــــــــنش - مبادا...
لبیک یا خامنه ای ثمر گریه ى ما خنده ى روز فرج است اشک شبش به غربت روزش گواه بود
مبادا...
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 21:56 | نظرات()


پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان...
جوان شروع کرد به خوانـدن،سـلام داد به معصومیـن تا امام عسکری(ع)...
جوان پرسیـد:امام زمانـت را میشناسی؟
پیرمرد جواب داد:چرا نشناسم؟
گفت:پــس سلام کن.
مـرد دستش را روی سینـه اش گذاشت:
السلام علیک یـا حجة بن الحسـن العسکری
جوان لبخند زد:
«و علیک السلام و رحمـة الله و برکاتة»
مبادا امـام زمـان کنارمان باشد و او را نشناسیم..

*اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
 و المستشهدین بین یدیه*

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir