تبلیغات
بیـــــــــــــنش - مطالب شهدا و دفاع مقدس
لبیک یا خامنه ای ثمر گریه ى ما خنده ى روز فرج است اشک شبش به غربت روزش گواه بود
کلیپ بی قرار شهادت
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 20:45 | نظرات()




خوشا به حال آنان که با شهادت می روند
به قول شهید آوینی زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر...
خدایا ازت فقط یه درخواست دارم و اونم اینه که منو از این مرگ زیبا در راه دفاع از اسلام و دین و اهلبیت محروم نکنی....
خدایا میترسم از روزی که ببینم به مرگ طبیعی مردم...
میترسم.....

بیاد عموی شهیدم ، شهید رحمت الله فتحی صلوات

روز شهرستان فلاورجان چه روزی است؟
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 17:45 | نظرات()
روز پنجم اسفند ماه سالروز شهرستان فلاورجان نامیده شده است . اما چرا این نامگذاری صورت گرفته است؟؟


عملیات غرور آفرین خیبر در سال 1362  در محور "هور الهویزه-شمال بصره" با رمز «محمد رسول الله» شروع شد.
در این عملیات که به فرماندهی سردار رشید اسلام شهید حاج حسین خرازی بود ، 146 لاله  شهرستان فلاورجان پرپر شدند.که 11 درصد از شهدای این عملیات را شامل میشوند.
در پنجم اسفند ماه سال 1362 در شهرستان فلاورجان پیکر گلگون 90 شهید عملیات خیبر تشییع شد.به همین خاطر این روز به نام شهرستان فلاورجان نامگذاری شده است.

در زیر اسامی 140 تن از شهدای گرانقدر این عملیات آمده است:

اسامی شهدای فلاورجان در عملیات خیبر به شرح زیر است:

ا- عبدالعظیم ابراهیمی

۲-نادر اسماعیلی

۳- صفر علی اقبالی

۴- ولی الله ایزدی

۵- محمد بابایی

۶- محمد باقریان

۷- رضا براتی

۸- غلامرضا ترابی

۹- محمد ترکی

۱۰- صفرعلی توکلی

.

.

بقیه  اسامی در ادامه مطلب

ویژه نامه هفته دفاع مقدس
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 14:49 | نظرات()
توی این ویژه نامه از عکس گرفته تا موزیک و نرم افزار و ... همه چی هست
برای استفاده از ویژه نامه به ادامه مطلب تشریف ببرید

سبک زندگی شهدا 1
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 12:55 | نظرات()

پلاستیک به جای ساک ورزشی:

حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.

ابراهیم با شنیدن این حرفها یک لحظه جاخورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت.

ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می پوشید و هیچ وقت هم ساک ورزشی همراه نمی آورد و لباس هایش رو داخل کیسه پلاستیکی می ریخت.هر چند خیلی از بچه ها می گفتند : بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی؟! ما باشگاه میائیم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و... ، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس هایی است که می پوشی؟ ابراهیم هم به حرفهای اونها اهمیتی نمی داد و به دوستانش توصیه می کرد:اگر ورزش رو برای خدا انجام بدین عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشین ضرر خواهید کرد.

البته ابراهیم در جاهای مناسبی از توانمندی بدنی اش استفاده می کرد .مثلاً ابراهیم را دیده بودند در یک روز بارانی که آب در قسمتی از خیابان جمع شده بود و پیرمردها نمی توانستند از آن معبر رد شوند ، ابراهیم آنها را به کول می گرفت و از اون مسیر رد می کرد.

خاطره ای از شهید ابراهیم هادی

*******************************

********************



زندگی به سبک شهدا 1
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 12:42 | نظرات()

برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود .

با چند نفر از رفقا حرکت کردیم . علی اصغر را جلوی خانه شان در خیابان طیب پیاده کردیم .

پای او هنوز مجروح بود .

 فردا رفتیم به علی اصغر سر بزنیم . وقتی وارد خانه شدیم مادر اصغر جلو آمد . بی مقدمه گفت :

آقا سید شما یه چیزی بگو !؟

بعد ادامه داد : دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته اما راضی نشده در

بزنه و ما رو صدا کنه .صبح که پدرش می خواسته بره مسجد اصغر رو دیده!

از علی اصغر این کارها بعید نبود . احترام عجیبی به پدر و مادرش می گذاشت .

ادب بالاترین شاخصه او بود .

راوی : سید ابوالفضل کاظمی

خاطره ی شهید علی اصغر ارسنجانی

***************************************************

برادر حاجی زخمی و در تهران بستری شده بود. حاج محمود برای عیادت ایشان به تهران رفت. دایی اش که آنجاست وقتی حاجی را میبیند ، از او میپرسد: "ما بالاخره نفهمیدیم شما چه کاره هستی؟"

حاجی در جواب گفته بود:"من هیچ کاره ام ، یک جارویی دست گرفته ام و  در جبهه جاروکشی میکنم."

وقتی همراه ایشان تا کنار ماشین رفته بود ، از همراهان حاجی پرسیده بود: "شما باحاج ستوده چه نسبتی دارید؟"

_ "ما محافظ حاجی هستیم."

آن موقع حاج محمود ستوده ، جانشین تیپ المهدی بود.
خبر شهادت
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 12:14 | نظرات()

سال 61 وقتی به جبهه اعزام شدیم مارا به دار خوئین مقر لشکر امام حسین (ع ) بردند حدود 15روز مانده به عملیات بزرگ بیت المقدس دیدم رفتار شهید رحمت اله فتحی تغیر کرده زیاد با بچه ها حر ف نمی زند ، بیشتر وقتش را صرف مطالعه  وعبادت می کرد  اصلا جوری دیگر شده بود آخر من خوب متوجه بودم چرا که از کودکی باهم بزرگ شده بودیم ورابطه خیلی صمیمی ونزدیکی با همدیگر داشتیم وبرایم جدا شدن از چنین دوستی باور کردنی نبود . من هر چه از او سئوال می کردم که دلیل این رفتار او را بدانم می گفت بعدا می گویم حالا وقتش نیست . حالت عجیبی داشت چهره اش نورانی شده بود . چند ساعت مانده به عملیات  چندین بار دیگر از او سئوال کردم اما هر بار می گفت حالا زود است وبه موقع اش می گویم تا اینکه عملیات شروع شد دیدم رحمت اله پیش من آمد وگفت می خواهم آن راز را به تو بگویم من چند روز قبل کسی  را در خواب دیده و او خبر شهادت مرا داد ومن در این عملیات حتما شهید می شوم گفتم چرا به من نگفتی گفت ترسیدم تو مانع من شوی و نتوانم در عملیات شرکت کنم در این لحظه همدیگر را در آغوش گرفتیم وشروع به گر یه کردن کردیم همدیگر را بوسیدیم وهر چه از او خواستم مرا هم دعا کند که مثل او شهید شوم گفت نه تو نان آور مادر وخواهرت هستی وبا من فرق می کنی . خلاصه به هر سختی که بود آن شب از هم جدا شدیم ودیگر او  را ندیدم تااینکه در حالی که فر ماندهی یکی از دسته های گردان جواد الا ئمه (ع ) از لشکر امام حسین (ع ) را بعهده داشت با اصابت تیر مستقیم به سرش به فیض عظمای شهادت نائل گردید و به آرزوی دیرینه اش رسید چرا که همیشه می گفت من عاشق شهادت هستم .

روحش شاد وخاطرش آرام بخش روحهای خفته ما باد

                                       دوست وهمرزم شهید : حسنجان فتحی 

سبک زندگی دینی در فرهنگ و رفتار و پوشش
نویسنده محمدرضا فتحی کلیسانی در 12:12 | نظرات()

ما انسان بی دین نداریم. دین یعنی راه. وقتی می گوییم :چه دینی داری؟ یعنی راه شما چیست؟ خدا به بت پرستان می گوید که راه و دین شما بت پرستی است. هر کسی فرهنگ ، آداب و رسوم و راهی را می پذیرد که به آن دین می گویند. حتی اگر باطل باشد. هر دینی یک ویژگی هایی دارد ولی باید دید کدام دین کامل و جامع است؟

حجت الاسلام قرائتی در برنامه سمت خدا به این مطلب اشاره نمود و ضمن مطرح کردن این پرسش گفت:

ما انسان بدون رهبر و الگو نداریم: الگوی حق و باطل. ما معده ی بدون غذا یا ریه ی بدون هوا نداریم ممکن است که غذا یا هوا سالم باشد یا مسموم. ما انسان بی خدا نداریم بعضی ها خدای شان الله است و بعضی ها هوس شان خدای آنهاست. ما انسان بدون قبله نداریم بعضی ها قبله شان کعبه است و بعضی ها قبله شان همسرشان است.

بهترین دین دینی است که استدلال دارد و از نظر منطقی و عقلی قابل دفاع است. دین باید با طبع بشر بسازد. و هماهنگ با طبیعت انسان باشد. دین باید جامع باشد و همه ی ابعاد انسان را در بر بگیرد. لباس باید همه ی بدن انسان را در بربگیرد. دین باید قابل عمل باشد. اینها علامت دین کامل است.

در اداره ها برای

طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir